تبليغاتX
گروه کوهنوردی دانشکده پلیمر پلی تکنیک

 

 

 

+ نوشته شده توسط هیات رئیسه گروه در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 15:14 |

 گزارش برنامه  قله دارآباد:

 

افرادشرکت کننده: ميرعلی حسينی، داوود زارع، مهدی رافعی، مرتضی بدری پور، تهمينه عنايتی، مسعودبخارائيان، محمود ممیوند، دانيال رویانی و مهدی زمردی

 

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

 

قبل از برنامه:

 بعد از دو سه هفته خوردن و خوابيدن در تعطيلات عيد سه شنبه شب رسيدم تهران. از اونجاييکه هنوز تقويم گروه در دوره جديد تعيين نشده بود، چهارشنبه شب طی تماسی باسرپرست گروه (خانم اسلام پناه) پيشنهاد برنامه قله دارآباد را دادم. ولی ديگه فرصتی برای تبليغ برنامه نبود. مجبور شدم دوباره از طريق تکنولوژی های مدرن(SMS) هر کی را که می شناختم خبر کنم.

 

روز برنامه

قرار طبق معمول، 7 صبح کفش ملی تجريش- 9 نفر شديم که با توجه به اون نحوه تبليغ برنامه اين تعداد خيلي خوب بود- 7:15 حرکت به سمت ايستگاه اتوبوس واحددارآباد.

7:40 شروع به بالا رفتن- جلودار بدری پور، عقب دار عنايتی- در حاليکه هوای تهران فوق العاده و عالی بود(هوای کاملاً صاف بدون وجود حتی يک لکه ابردر آسمان)

 

در اوايل مسير دارآباد (حدوداً 20 دقيقه بعد از حرکت)، يک کافه بين راهی با امکاناتی نظير(دستشويي، انواع خوراکی و نوشيدنی، فروش کفش های دست دوم و ديگر تجهيزات کوهنوردی، پايگاه امداد و نجات و ...) وجود داره که ما اونجا يک توقف کوچيک چند دقيقه ای داشتيم(جهت استعمال کرم ضد آفتاب).

بعداز مجموعه رفاهی، برای رفتن به قله دارآباد 3 مسير و يک مسير چهارم برای رفتن به دره اصلی دارآباد وجود داره. من قبلاً (آذر ماه 84) ا ز مسير2 به قله صعود کرده بودم . عنايتی و بدری پور قبلاً مسير 1 را رفته بودند. مسير 1 کمی طولانی تر ولی با شيب کمتر از مسير 2 ست.

3دليل: 1. صاف بودن کامل هوا 2. وجود 2 نفر تازه وارد در گروه بدون سابقه شرکت در برنامه مشابه و 3. آشنايي بيشتر خودم با مسيری جديد باعث گرديدند که من مسير 1 رابرای صعود انتخاب کنم.

بدری پور جلودار و حرکت- 8:45 کنار يک رستوران توقف جهت صبحانه و پرکردن بطری ها–9:15 حرکت- بدری پور جلودار.

پس از حدود 20 دقيقه حرکت، شيب مسير تندتر شد طوريکه بچه ها به نفس نفس افتادند؛ البته جلودار هم بدون استفاده از تکنيک حرکت مارپيچ در شيب تند، سعی وافر در اجرا نمودن قضيه حمار را داشت که من بهش گوشزد کردم.

10:45رسيديم روی یال فرعی1 (طبق شکل)–عنايتی به علت وجود نقص فنی در زانو و بدری پور به علت يه خورده اضافه وزن(همش 110کيلو) از ادامه مسير منصرف شدند و با توجه به 2 دليل: 1. تجربه کافی هر دوی ايشان در کوهنوردی 2. اصرار خودشان؛ اجازه ماندن و برگشتن آنها را دادم.

ازروی یال فرعی به بعد مسير کاملاً پوشيده از برف بود ولی خوشبختانه قبلاً برف کوب شده بود.

چنددقيقه استراحت و پوشيدن گتر و حرکت 7 نفری به سوی قلهمناظر زيبا و چشم اندازهای فوق العاده با رخ نمايي معشوق هميشگی من، دماوند(به ياد اولين برنامه قله دارآبادم افتادم؛ دوران آغازين زندگی کوهنوردی من،پاييز84)

حدوداً هر 45 دقيقه يک توقف 6،5 دقيقه ای.

 

روی يال اصلی که به قله منتهی می شه باد شديدی می وزيد که کمی از سرعت گروه می کاست. از طرفی خستگی و ضعف بدنی يکي از بچه ها مرا وا داشت که تعداد توقف ها را بيشترکنم.

2دليل باعث شد که من هيچ گونه عجله و ريسکی برای سريع تر رسيدن به پناهگاه نداشته باشم: 1. هوای کاملاً صاف و مساعد 2. با توجه به حضور تازه وارد ها اصلاً دوست نداشتم خاطره بدی از مسير در ذهنشان ايجاد شود.

 من به شخصه معتقدم بايد تا حد امکان طوری شرايط را فراهم کرد که هر کسی در هر شرايطي از کوهنوردی لذت ببره.

13:40بر فراز قله 3250 متری دارآباد- ناهار و نماز-

تو پناهگاه دارآباد يه دفترچه يادداشت هست که هر گروهی که مي ياد اونجا توش يادگاری مینويسه. مسعود و داوود زحمت يادگاری را کشيدند.

14:30-بيرون پناهگاه- عکس يادگاری- برگشت- رافعی جلودار، حسيني عقبدار.

 

یکي از مسيرهای برگشت از قله، برگشت از روی يک يال ماقبل يال فرعیه (همانطور که تو شکل آوردم،یال فرعی 2)، که البته بيشتر برای وقتي که مسير پوشيده از برفه توصيه میشه.

3دليل: 1. اين مسير قبلاً نسبتاً برفکوب شده بود و کاملاً مشخص بود 2. فرود از اين مسير خيلی سريعتر (شايد بيش از يک ساعت) از مسير یال فرعی 1 بود و 3. قبلاً خودم ازاين مسير آمده بودم و کاملاً نسبت به مسير ديد داشتم؛ باعث شدند که مسير یال فرعی 2را برای فرود انتخاب کنم.

به 2 دليل به بچه ها اجازه سر خوردن دادم :1. اصرار خود بچه ها (شايد برای بعضی ها، لذت بخش­ترين قسمت برنامه همين سر خوردن باشه)2.بالا بودن حجم برف در مسير و عدم وجود خطر خاصی نظير وجود پرتگاه و ....

سرخوردن باعث شد که سرعت فرود خيلی بيشتر شه و از زمانبندی برنامه جلوتر باشيم.

15:45 به منطقه ای پوشيده از درختان و چند چشمه رسيديم.

جلوبودن از برنامه و مکان دنج- همه چيز مهيای اين بود تا طبق رسم و عادت قديمي گروه ،انتهای برنامه به گلگشت تبديل شه- 45 دقيقه جهت استراحت کامل بچه ها و تهيه چای.

 

16:30حرکت به پايين- 17:15 کا فه بين راهی- جمع کردن جريمه­ها(شامل آشغال ريختن، جلو زدن از جلودار، جاگذاشتن تجهيزات) و خريد ماءالشعير(از اونجایی که سرِگردنه بود وماءالشعير 150 تومانی، 300 تومان شده بود، سرپرست بيچاره مجبور شد از جيب مبارک کمی مرام بذاره و ...)

  

 17:40انتهای برنامه.

 

بعداز برنامه(چند تجربه شخصی):

 

 .۱ برنامه ای مثل دارآباد توی اين فصل سال، بايد جلسه توجيهي قبل برنامه داشته باشه (تا بعضی­ها کاملاً توجيه شن که با کفش اسپرت و بدون بطری آب برنامه نيان.)

 

۲. اينجور که شنيدم و خودم ديدم، قله دارآباد، شرايط آب و هوايي خیلی متغيری داره که خوشبختانه ما فقط روی یال با بادش مواجه شديم.

 

۳. دارآباد مسيرهای خیلی مختلفی داره؛ هم برای صعود به قله و هم دره ها. من سعی کردم يک کروکی برای تعيين حدود مسيرها بکشم که اميدوارم مفيد باشه. لازم به ذکره که خودم به علت وجود همين مسيرهای مختلف، يکبار مسير دره اصلی دارآباد را گم کردم و از دره2سردرآورديم. شايد اگه اون موقع اين کروکی را بلد بودم، اون برنامه(پاکسازی دره دارآباد،شهريور 85) هم خيلی لذت بخش تر برگزار می شد.

 

۴. به خاطر تنوع مسيرها در دارآباد، اگه قصد داشتيد راهنمای برنامه دارآباد شيد، قبل از برنامه حتماً آشنايي و اطمينان کامل از مسير مد نظر داشته باشيد.

 

۵. به نظر من شرکت و حضور صرف در يک برنامه جديد باعث نمی شه که مسيرها را ياد بگيريم. بايد از همون ابتدا که در يک برنامه جديد شرکت می کنيم، قصد يادگيری مسير را داشته باشيم و سعی کنيم در طول مسير نشانه هایی برای مسير برگشتمون در نظر بگيريم. تنها در اين صورته که می­تونيم يک مسير جديد در کوه را ياد بگيريم. بايد قصد يادگيري داشته باشيم و گرنه اگر چندين و چند بار هم صرفاً در يک برنامه خاص شرکت کنيم، به نظر من نمی­تونيم ادعا کنيم که مسير را بلديم. بلدبودن مسير در کوه يعني موقعيت يابي، انتخاب و حرکت در مسير اصلی حتی در بدترين شرايط (تاريکي هوا، مه وکولاک)

 

۶. معمولاً ترجيح داده می شه که قله دارآباد زماني­که پوشيده از برفه، صعود شه. چون در فصل گرما، مسير صعود به قله به نسبت ديگر قلل شمال تهران از جذابیت کمتری برخورداره. ولی دره دارآباد، هميشه با صفاست؛ يکي از زيباترين مناظر شمال شرق تهران.

ودر پايان...

 

-رسيدن به قله مهم نيست، نحوه رسيدن به قله است که آن را ارزشمند می­کند.

 

 

 

 

  

شاد باشيد، مصمم و بی خيال و چون کوه استوار

                                                           زمرد        

04:00 بامداد 26/1/86

                                 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هیات رئیسه گروه در دوشنبه 27 فروردین1386 و ساعت 18:58 |