گزارش برنامه قله سهند
تاریخ برنامه : 16-14 /4/ 86
شرکت کنندگان : میرعلی حسینی , مهدی زمردی , محمد شمشیری , تهمینه عنایتی , بهناز رنجبر , فاطمه عباسی , ناصر پویافر , امید گوهری , جواد شایق , سروش معصومی , محمدرضا رضا ئیان , سروش یوسف زاده , حسام نوریان , میر ناصر حسینی , جمشید فضیلتی , میثم جلال وند , میلاد احمدی .
سرپرست برنامه : تهمینه عنایتی
گزارشنویس : تهمینه عنایتی
عکاس: مهدی زمردی
قبل از برنامه :
قلهی سهند با ارتفاع 3600 متر از کوههای رشته کوه البرز بوده و در شمال غربی ایران واقع است ,صعود به این قله به خاطر مسیرهای متنوع بازگشت ازآن برنامهای نسبتا متنوع و منعطف است ,پای صعود برنامه از روستای کرده ده و دقیقا از چشمهی قیرخ بلاق آغاز می شود ,می توان برای صعود مسیر قلهی جام با ارتفاع 3670 در شرق قلهی سهند را انتخاب کرد سپس از روی خط الرأس به قلهی سهند رسید و یا از چشمه مستقیم و بدون عبور از جام از روی شیب تند زیر قله صعود را شروع کرد که این مسیر نسبت به مسیر قبل کوتاهتر بوده اما شیب تندتری دارد ,برای بازگشت از قله 2 مسیر وجود دارد مسیر شرقی از پای قله جام در شمال این کوه آغاز میشود این مسیر کوتاهترین و هموارترین راه بازگشت البته به غیر از خود مسیر صعود میباشد که سال پیش توسط گروه در برنامهای مشابه طی شد ,مسیر غربی که برای بازگشت در این برنامه انتخاب شد از پای قله سهند شروع میشود که اندکی طولانیتر بوده اما بکرتر و زیباتر است البته مسیر سومی نیز وجود دارد که به کندوان ختم میشود .
ثبت نام اینترنتی این برنامه از 3 هفته قبل از شروع حرکت آغاز و ظرفیت برنامه روی 12 نفر بسته شد ,بلیطهای رفت ( قطار تهران مراغه برای تاریخ 14 / 4 ساعت 21:20 ) و برگشت ( قطار تبریز تهران برای تاریخ 16 / 4 ساعت 19:50 )همان زمان خریداری شدند ,آخرین مهلت ثبت نام قطعی برنامه 4/5 اعلام شد اما از آنجا که تا این تاریخ ظرفیت برنامه تکمیل نشد ثبت نام تا حدود 3 روز قبل از برنامه ادامه یافت ,به دنبال آن به علت افزایش تعداد متقاضیان شرکت در برنامه ظرفیت به 14 نفر افزایش یافت که البته عملا فقط یک نفر به ظرفیت قبل اضافه شد ,یک هفته قبل از حرکت آقای میلاد احمدی تقاضای برگزاری برنامهای مشترک بین 2 گروه دانشگاه پلیتکنیک و دانشکدهی پلیمر را مطرح کردند که با پیشنهاد ایشان به شرط برنامهی غذایی مستقل و ظرفیت زیر 5 نفر موافقت شد ,در نهایت گروه با 13 نفر از دانشکدهی پلیمر ,3 نفر از گروه کوه دانشگاه و آقای میر ناصر حسینی که در مراغه به ما ملحق شدند تکمیل شد .
در جلسهی توجیهی تصمیم گرفته شد که ناهار روز صعود به قله حذف و به جای آن تنقلات و بیسکوییت تهیه و صرف شود ,حذف ناهار باعث صرفهجویی در زمان به میزان یک ساعت میشد که نتیجهی آن کوهپیمایی کمتر در تاریکی ,استراحت بیشتر در شب و شروع حرکت زودتر و کوهپیمایی کمتر زیر آفتاب روز دوم بود ,به علت حذف ناهار تصمیم گرفته شد که صبحانه دیرتر و داخل ماشینی که برای رفتن به پای صعود گرفته می شود خورده شود ,در مورد برنامهی غذایی وعدههای غذایی ناهار و شام و بیسکوئیت ساقه طلایی شخصی و تنقلات و صبحانه گروهی بودند ,تنقلات شامل خرما و کشمش میشد که مسئولیت تهیهی آن به عهدهی آقای حسینی گذاشته شد.
برنامهی غذایی پیشنهادی به صورت زیر میباشد :
صبحانه ناهار شام
پنجشنبه : _ _ ماکارونی , استامبولی ( غذاهای نشاستهدار که نیازی به گرم کردن نداشته باشند)
جمعه : شکلات صبحانه _ کتلت , کوکو
شنبه : پنیرو گردو کنسرو کنسرو(خرید از ایستگاه راه آهن)
وسایل مورد نیاز فردی : کولهی 2 روزه , کیسه خواب , باتوم , چراغ قوه , زیرانداز , لباس گرم , کرم ضدآفتاب , عینک آفتابی , کلاه لبهدار , لوازم شخصی , 1 بطری آب (1.5 لیتری) , کارت شناسائی .
وسائل گروه : 2 چادر 4 نفره , زیر انداز , چراغ گاز و کتری , جعبهی کمکهای اولیه , پلاکارد گروه .
برنامه :
قرار رفت در روز 14 / 4 ساعت 20:30 ایستگاه راه آهن گذاشته شد ,از آنجایی که 4 نفر از اعضا ی تیم ( آقایان حسینی ,زمردی ,شمشیری ,شایق) 2 روز زودتر راهی تبریز شدند هنگام رفت گروه 12 نفره بود ,خوشبختانه علارغم نگرانی که به خاطر عدم تطابق اسامی بلیطها و افراد شرکت کننده در برنامه وجود داشت مشکلی هنگام کنترل بلیطها و سوار شدن به قطار پیش نیامد ,قطار بدون تاخیر و با سرعت نسبتا خوبی حرکت میکرد به طوری که صبح روز بعد( جمعه 4/15 )زودتر از زمان پیشبینی شده ساعت 7:30 به ایستگاه مراغه رسیدیم ,گروه 4 نفرهی ذکر شده به همراه نفر هفدهم نیز در آنجا به ما ملحق شدند ,ساعت 8:00 سوار مینی بوسی که برای رفتن به پای صعود کرایه شده بود شدیم که هزینهی رفت با این ماشین 22000 تومان بود ,البته امکان گرفتن وانت نیز وجود داشت که مشکل آن سختی طی مسیر طولانی و امکانپذیر نبودن صرف صبحانه در آن بود ,صبحانه در داخل مینی بوس خورده و جلسهی معارفه نیز همانجا برگزار شد ,ماشین ساعت 9:45 به چشمه قیرخ بلاق رسید در آنجا وسائل بین بچهها تقسیم و بطریها از آب پر شدند ,صعود از ساعت 10:20 با جلوداری و راهنمایی آقای حسینی و عقب داری آقایی شمشیری آغاز شد ,زمانبندی استراحت گروه به صورت 70 دقیقه حرکت و 10 دقیقه استراحت بود حدود نیم ساعت پس از شروع حرکت به علت عدم تطابق سرعت 2 گروه تیم 3 نفرهی دانشگاه از ما جدا شدند و با سرعتی بیشتر از ما به صعود خود ادامه دادند ,روی شیب 2 استراحت 10 دقیقهای به گروه داده شد خوشبختانه وزیدن باد خنک از فشاری که به خاطر گرمای آفتاب و آسمان تقریبا بیابر منطقه به گروه وارد می شد می کاست ,ساعت 1:50 به خط الرأسی که 2 قله ی جام و سهند را به هم متصل میکردند رسیدیم و چون گفته میشد که روی خود سهند به علت وزیدن باد سرد امکان استراحت وجود ندارد همانجا نشستیم استراحتی 25 دقیقهای به گروه داده شد در این فاصله بچههای گروه دانشگاه که زود تر به خط الرأس رسیده بودند و قلهی جام را زدند به ما رسیدند ساعت 2:15 حرکت دوبارهی گروه شروع و ساعت2:30 به قلهی سهند رسیدیم علارغم پیشبینی که شده بود روی قله باد مانعی برای استراحت ایجاد نمیکرد ,عکس انداختن 10 دقیقه طول کشید و ساعت 2:40 فرود از قله شروع شد ,هنگام پایین آمدن 1 استراحت 10 دقیقهای به گروه داده شد و ساعت 5:15 به پایین شیب و چادر عشایر رسیدیم ,در آنجا خانوادهی مهمان نواز آذربایجانی با نان و ماست محلی از گروه گرسنهی ما پذیرایی کردند پس از عکس انداختن و پر کردن بطریهای آب حرکت گروه در مسیری جاده مانند که از وسط دشت بایندر میگذشت شروع شد ,این دشت به خاطر رودخانهای که از وسط آن میگذشت و چشمههای اطراف کاملا پرآب بود و زمینی خیس داشت که خوشبختانه پوشش گیاهی سرسبز و یکدست منطقه از گلی شدن کفشهای ما جلوگیری میکرد ,گروه در طول دشت موازی رودخانه و در سمت شرقی آن حرکت میکرد ,ساعت 6:15 به جایی رسیدیم که باید از رودخانه رد میشدیم به علت خستگی و شیطنت تمامی بچههای گروه رد شدن و شروع دوبارهی حرکت 15 دقیقه طول کشید ,ساعت 7:20 به چشمهای رسیدیم که گردنهی قوچ گلی داق از آن مشخص بود در این هنگام هوا در حال تاریک شدن بود پس از استراحتی 15 دقیقهای به حرکت ادامه دادیم ,درنهایت با استراحتی 10 دقیقهای روی شیب ساعت 10:00 به روی گردنه رسیدیم ,اکثر اعضای تیم به شدت خسته بودند و سرما و باد روی گردنه بر شدت این خستگی میافزود به طور کلی هوا از چیزی که ما پیشبینی میکردیم سردتر بود ,چادرها برپا شدند ( 2 چادر گروه پلیمر و 1 چادر گروه دانشگاه ) پس از خوردن چای و صرف شام ساعت 11:30 تقریبا تمام گروه خوابیدند در این بین یکی از بچهها حال مساعدی نداشتند ,حالت تهوع و ضعف که از علائم خستگی مفرط بودند مانع استراحت ,خوردن و یا آشامیدن ایشان میشد و عدم امکان تجدید قوا به خاطر کم بودن قند خون ایشان باعث ادامهی این وضعیت میشد ,پس از گذشت 2 ساعت ,خوردن هوای آزاد و خنک و نوشیدن مقدار کمی چای شیرین حال ایشان بهتر شد و توانستند بخوابند ,نیمه های شب صدا ی پارس چند سگ که به اطراف چادرها آمده بودند باعث بیخواب و ترسیدن بچهها شد که خوشبختانه مشکل خاصی ایجاد نکردند ,بیدار باش ساعت 5:30 بود ,جمع کردن چادرها و کولیها 1 ساعت طول کشید و گروه ساعت 6:30 بدون خوردن صبحانه حرکت خود را شروع کرد در پایین شیب گردنه رود کوچکی وجود داشت که آب آن برای آشامیدن مناسب بود ,در بین راه گروه به 2 قسمت کند و تند تقسیم شد گروه تند ساعت 8:25 و گروه کند ساعت 8:40 به محلی که برای خوردن صبحانه در نظر گرفته شده بود رسیدند ,ساعت 9:55 صبحانه صرف و بطری های آب تا نیمه از آب پر شدند و حرکت آغاز شد که البته این اشتباه بود چون تا پایان راه دیگر آب مناسبی برای نوشیدن وجود نداشت و حدود 2 ساعت پایان راه گروه بدون آب حرکت کرد ,در بین راه از رودخانه رد شدیم و مسیر به تدریج از پا کوب خارج و وارد جادهی خاکی میشد ,حدود ساعت 12:45 از جاده خارج و از رود خانه عبور کردیم تا باقی راه را از بین باغهای لیقوان و زیر سایه طی کنیم که البته این رد شدن نیز حدود 1 ربع ساعت طول کشید ,حدود ساعت 1:30 به محل مناسبی برای ناهار خوردن رسیدیم به علت کمبود آب از آب رودخانه چای درست کردیم و پس از خوردن ناهار دیگر آبی برای نوشیدن نداشتیم ,ساعت 2:40 عازم لیقوان شدیم و ساعت 4:40 به آنجا رسیدیم و برنامه ی کوه پیمایی عملا پایان یافت ,ساعت 5:25 سوار مینی بوسی که برای رفتن به ایستگاه راه آهن تبریز گرفته شد شدیم و ساعت 6:25 به ایستگاه رسیدیم ,البته چون ما در روز غیر تعطیل به لیقوان رسیدیم ماشین ما را تا خود ایستگاه رساند ,هزینهی برگشت با مینی بوس 15000 تومان شد ,از گروه 17 نفرهی ما در ایستگاه 2 نفر جدا شدند و 15 نفر باقی سوار قطار شدیم ,شب به جای شام هندوانه خورده شد ,در قطار علارغم داشتن مجوز از شورای صنفی دانشکده مامورین قطار به خاطر مختلط بودن یکی از کوپهها آرامش گروه را به هم زدند و باعث شدند که 3 نفر خانم همراه گروه ,شب را در کوپههای خواهران بخوابند ,ساعت 7:00 گروه بیدار شدند صبحانه خورده و تسویه حسابهای مالی انجام شد کل هزینهی برنامه برای هر نفر 12300 تومان تمام شد ,متأسفانه چون مامورین قطار گفته بودند که ساعت 8:00 به تهران میرسیم جلسهی انتقاد و پیشنهادی برگزار نشد که البته اشتباه بود چون ساعت 8:45 به مقصد رسیدیم و فرصت برگزاری جلسه وجود داشت .
تجربیات و مشکلاتی که در این برنامه با آنها روبرو شدیم :
1) وجود سگهای گله در نقاط مختلف مسیر که البته مشکل خاصی به غیر از ترسیدن برخی از اعضای گروه ایجاد نمیکرد در این گونه مواقع فقط باید گروه جمع میشد .
2)کمبود آب روز اول که با پر بودن 2 بطری آب برای هر نفر برطرف شد .
3)کمبود آب روز آخر که به علت بیاطلاعی سرپرست و اطلاع رسانی نادرست راهنما از وضعیت آب آشامیدنی باقی مسیر بود .
4)ضعف و خستگی مفرط اعضای تیم در انتهای روز اول که به علت نخوردن ناهار و راه پیمایی طولانی بوجود آمده بود که البته با خوردن تنقلات تا حدی قابل پیش گیری بود چون استراحت به اندازهی کافی به گروه داده شده بود .
5)حذف ناهار روز اول علارغم مزایای آن اشتباهی بود که به خاطر عدم اطلاع سرپرست از میزان استقامت و قدرت بدنی اعضای تیم و جدی نگرفتن صرف خوراکیهای شیرین از قبل تهیه شده در طول راه توسط بچههای گروه رخ داد.
6)نیاز برنامه به برگزاری پیشبرنامه برای آگاهی سرپرست از وضعیت بدنی گروه و شرکت در جلسهی توجیهی به منظور آشنایی افراد با نوع مسیر و میزان سنگینی برنامه واضح بود که متأسفانه پیش برنامه به خاطر تداخل با امتحانات برگزار نشد و به همان دلیل نیز اکثر بچه ها در جلسهی توجیهی شرکت نکردند.
گزارش برنامه سهند از زبان میلاد احمدی
در راه قله...

بر فراز قله سهند

ادامه مسیر در دشت بایندر

موش بخورتت...(با ممد بودم)

استقبال گرم عشایر با ماست و نان محلی از ما

و استقبال گرم تر ما از ماست و نان محلی(تعجب نکنین، اینا ناهار نخوردن)

و ورود به دنیایی دیگر...

فکر کنم Background ویندوز را از رو اینجا طراحی کردن...

کبوتر بچه کرده, کاش بودی و می دیدی...

آلاله غنچه کرده، کاش بودی و می دیدی...

امیدوارم که هیچ گاه، کفش ها را سهمیه بندی نکنند!!!

اِ، يه گروه دیگه!!!

...

سبز؛ سبز؛ سبز

آخ جون، بالاخره بعد ۲ روز ناهار خوردیم.
چه نعمت بزرگی است این ناهار
وَ...ه، چقد خوردیم

و باز هم سبز...

الووو؛ وایستین عکس بگیرم...
