ارفه کوه
سرپرست برنامه : پریسا مرتجی
کمک سرپرست : تهمینه عنایتی
گزارش نویس : پریسا مرتجی
تاریخ برنامه :1و2 مرداد 88
تعداد اعضا : 1۷ نفر
1)مجتبی طاهری 2)مرضیه ابراهیمی 3)فائزه رضایی 4)علی آشتیانی 5)فاطمه اسلام پناه 6)آذر اسلام پناه 7) محمد شهبازی 8)محمد رضا شمشیری 9)حامد وکیلی 10)احسان بخشنده 11)محمد خزایی 12)ملیحه خزایی 13)تهمینه عنایتی 14) مهدی امر الهی 15)مرتضی گنجایی 16)پریسا مرتجی ۱۷)ابراهیم سودبخش
پنج شنبه 1 مرداد
ساعت 14.30 جلوی درب رشت قرار داشتیم.ساعت 15 حرکت کردیم.آقای خزایی و خواهرش با ماشین خودشان در روستا به ما ملحق شدند.روستای ارفعده در نزدیکی رودهن.لازم به ذکر است که سطح علمی این برنامه بسیار بالا بود! تدریس زبان فرانسه و آلمانی،آشنایی با هنر عکاسی و بحث های اجتماعی! از جمله فعالیت های فوق برنامه این برنامه بود!در مسیر رفت دکتر گنجایی بستنی مهمونمون کردند.
ساعت 21.05 به روستا رسیدیم .البته پیش بینی میکردیم که زودتر برسیم اما چون هوا مه آلود بود با تأخیر رسیدیم.تصمیم گرفتیم شب در روستا بمانیم و صبح حرکت کنیم. آقای جهانگیری ،یکی از اهالی روستا ، که راهنمای ما در این برنامه بودند، پیشنهاد کردند که شب را در ساختمان نیمه کاره ای که کنار منزل خودشان بود بمانیم .
ما سه تا چادر همراه برده بودیم ،چون هوا خوب بود و جایی بودیم که سقف بالای سرمان بود الزامی به برپایی چادرها نبود اما به پیشنهاد دکتر گنجایی دو تا از چادرها را بر پا کردیم تا افرادی که تا حالا چادر نزدند، یاد بگیرند !
بعد از بر پا کردن چادرها شام خوردیم ،چای نوشیدیم و معارفه انجام دادیم.یک نکته جالب اینکه راننده مینی بوس هم خودش کوهنورد بود ،آقای ابراهیم سود بخش،و با ما همراه شد.ساعت 11 خوابیدیم.
جمعه 2 مرداد
ساعت 5 صبح بیدار باش بود تا وسایل و چادرها را جمع کنیم و داخل مینی بوس بگذاریم و حرکت کنیم ساعت 6 شد .چون در انتها به نقطه ابتدای حرکت برمی گشتیم لازم نبود که کوله ها و وسایل اضافی را با خودمان ببریم و کوله حمله کافی بود.لازم بود که هر کس همراه خودش صبحانه و ناهار و آب داشته باشد.در مسیر رفت جایی نبود که بتوانیم آب پر کنیم و باید آب لازم را از روستا بر می داشتیم.
بعد از حدودا" یک ساعت حرکت ،7.15 ،به جایی رسیدیم که مسطح بود و صبحانه خوردیم. بعد از آن محل به جایی که این قدر هموار باشد نرسیدیم،و به نظر من جای مناسبی برای صبحانه بود.
در مسیر رفت تا نیمه راه در جنگل بودیم و نصف بقیه راه تا قله تقریبا" بدون درخت بود اما کاملا" خالی از پوشش گیاهی نبود ،سبزی های معطری مثل آویشن و... ، درختچه زرشک ، درختچه کاج سوزنی و ... وجود داشت .
دقیقا" نمی دانم چقدر ارتفاع داشتیم که به منطقه ای رسیدیم که دریایی از ابر دیدیم ،آنقدر متراکم که پایین تر اصلا" معلوم نبود.تا چشم کار می کرد فقط ابر بود و قله هایی که سر افراز از دل ابر ها بیرون آمده بود .در آن محل قسمتهایی را دیدیم که زمین با فاصله حفر شده بود . راهنما گفت که مردم به امید پیدا کردن گنج این منطقه را جست و جو می کنند!!!
ساعت 10.30 به قله 2700 متری رسیدیم.ساعت 11.11 از قله به سمت چشمه حرکت کردیم .بین راه به خانه روستایی رسیدیم که دوغ چکیده می فروخت ،کیلویی 1000 تومان!!!(خیلی هم خوشمزه بود)
ساعت 14 به چشمه رسیدیم و به مدت 45 دقیقه ناهار خوردیم و استراحت کردیم.ساعت 16.20 به خانه آقای جهانگیری (راهنما) رسیدیم.این خانواده بسیار مهمان نوازو مهربان بودند .و همسرشان با چای و شیرینی از ما پذیرایی کردند .
ساعت 17.10به سمت تهران حرکت کردیم و 23.30 جلوی دانشگاه بودیم .البته تخمین ما ساعت 21.30 بود که به علت ترافیک شدید جاده با تأخیر رسیدیم .در مسیر برگشت آذر اسلام پناه ما را آش دوغ رشته ای و آقای وکیلی بستنی مهمون کردند .
هزینه 13000 تومان شد که فقط هزینه دو روز مینی بوس بود.
هر چند که " واژه همواره فقیر تر از احساس بوده و زبان همواره قاصر از سپاس" اما تشکر می کنم از همه دوستانم که در بهتر برگزار شدن برنامه کمک کردند .
+ نوشته شده توسط هیات رئیسه گروه در جمعه 9 مرداد1388 و ساعت
21:7 |