برنامه 3 روزه بينالود
مشخصات كوه بينالود:
ارتفاع:3220 متر
موقعيت جغرافيايي 36°_25'_604''N58°_50'_867''_E
وجه تسميه: بينالود به معني کوهي است که بين دو دشت قرار گرفته و آنها را از هم جدا کرده که اين دو دشت يکي دشت مشهد و ديگري دشت نيشابور است. افراد محلي به آن بينالوت يا بنلي نيز مي گويند.
پوشش گياهي و جانوري: بدليل آب و هواي خوش و معتدل ،منطقه از پوشش گياهي مناسبي برخوردار است مانند گياهان خودرويي که در منطقه وجود دارند از قبيل گون، ريواس ، آويشن، زرشک کوهي، تمشک دم گاو ، زيره کوهي ، گلپر، و موسير. بدليل وجود همين تنوع گياهي در منطقه و وجود منطقه شکار ممنوع در نيشابور، منطقه داراي پوشش جانوري مناسبي نيز هست حيواناتي مانند قوچ،ميش،عقاب،پلنگ،گرگ،شغال،روباه در اين منطقه به فراواني يافت ميشوند.
مسيرهاي صعود:
مسيرهاي جبهه جنوبي
مسير دو کوهي: اين يال در جهت شمال غربي پناهگاه دو شهيد قرار دارد. اين يال با شيب ملايم خود اين فرصت را به صعود کننده مي دهد تا آهسته و پيوسته خود را به قله برساند.معمولاً کوهنوردان براي در امان ماندن از خطر سقوط بهمن از اين يال براي صعودهاي زمستاني استفاده ميکنند. از اين مسير ميتوان 5/3 ساعته به قله دست پيدا کرد.در طول مسير چند چشمه وجود دارد که مي توان آب مورد نياز را از آنها تامين کرد.
يال گرده: اين مسير سريعترين راه دستيابي به قله است. اين يال دقيقاً به روي قله منتهي و موجب ميشود که صعود کننده در فاصله کمتري از مسيرهاي ديگر به قله برسد و به همين خاطر بيشتر کوهنوردان از اين مسير براي صعود هاي سرعتي استفاده ميکنند.
گرده در بين يال دوکوهي و يال سوزنيها قرار گرفته است و در سمت شمال پناهگاه دو شهيد خودنمايي مي کند.در ابتداي شروع اين يال چشمهاي دائمي وجود دارد که کوهنوردان قبل از صعود مي توانند آب مورد نياز را در طول اين صعود از اين چشمه تامين کنند. پس از برداشتن آب بعد از 5/2 ساعت به قله ميتوان رسيد.
قسمت انتهايي اين يال در زمستان محل ريزش بهمن است و در هنگام صعود اين يال در زمستان بايد نهايت احتياط را رعايت شود.
مسير سوزني ها: اين مسير يکي از فني ترين و پر هيجان ترين راههاي صعود به قله بينالود است. از پناهگاه دوشهيد پس از 5/1 ساعت به ابتداي مسير سوزني ها مي رسيم. در اينجا پناهگاهي به همت کوهنوردان مشهد بنا شده است. پناهگاه مدرس از روي يال دوشهيد نيز قابل رويت است و ارتفاع آن 2900 متر مي باشد. از پناهگاه مدرس مي توان 3 ساعته از طريق صعود سه سوزني دشوار به قله رسيد. لازم به يادآوري است در اين مسير کوهنوردان بايد به فنون کوهنوردي آگاه باشند و چون فرد صعود کننده در طول مسير بايد معابر سنگي را پشت سر بگذارد به همين علت اين مسير از هيجان و جذابيت خاصي برخوردار است و علاقمندان بسياري را به سوي خود مي کشاند
جبهه شمالي
براي صعود به قله از اين جبهه، کوهنوردان مي توانند از شهر مشهد بعد از گذراندن 52 کيلومتربه پليس راه چناران برسند. مسير روستاي فريزي از مسير اصلي جدا شده و پس از طي 18 کيلومتر به آبادي فريزي مي رسد. در اينجا تيم پس از دو ونيم ساعت به خانه ابراهيمي که ابتداي مسير صعود است مي رسد. لازم به ذکر است اين مسير مي تواند توسط يک دستگاه نيسان طي شود. از خانه ابراهيمي به طرف پناهگاه ايماني حرکنت مي کنيم. پس از پشت سر گذاشتن باغ ها و کمي ارتفاع گرفتن به راه مالرو مي رسيم که پس از 5/2 ساعت مارا به پناهگاه ايماني مي رساند. جهت صعود به قله به طرف پناهگاه مدرس و سوزني اول از جبهه شمالي حرکت کرده و پس از 5/3 ساعت به قله ميرسيم
برنامه:
تاريخ برنامه: 13 لغايت 16 خردادماه1386
سرپرست برنامه: بهناز رنجبر
راهنما: آقاي حسن نير آبادي (از نيشابور)
افراد شرکت کننده: مهدي امراللهي، مرتضي بدريپور، پويا، ميرعلي حسيني، دانيال روياني، بهناز رنجبر، مهدي زمردي (عکاس)، محمدرضا شمشيري، فاطمه عباسي، نگار فدايي، علي کلاتي، محسن ونک (گزارش نويس)
وسايل فردي مورد نياز: کولهي حداقل 50 ليتري, کيسه خواب , باتوم , چراغ قوه , زيرانداز , لباس گرم , کرم ضدآفتاب , عينک آفتابي , کلاه لبهدار , لوازم شخصي , 1 بطري آب (1.5 ليتري)
وسائل گروهي : 3 چادر 4 نفره , زير انداز , چراغ گاز و کتري , جعبهي کمکهاي اوليه , پلاکارد گروه .
برنامه:
قرار ساعت 8 شب روز يکشنبه 13/3/86 روبروي درب حافظ دانشگاه بود که با کمي تاخير -به خاطر برداشتن صندلي جلوي ميني بوس- با 10 نفر ساعت 8:30 به سمت نيشابور راه افتاديم. ساعت 10:10 در ابتداي جادهي مشهد (ميدان بسيج) نفر يازدهم نيز به گروه اضافه شد.
روز اول:
در نزديکيهاي شاهرود، در استراحتگاه بين شهري نماز صبح را خوانده و به راه خود ادامه داديم تا ساعت 7 که به شهر سبزوار رسيديم، براي استراحت 10-20 دقيقهاي توقف کرديم و با خوردن چاي و کلوچهي محلي سبزوار به سمت نيشابور حركت كرده و ساعت 9 به نيشابور رسيديم. در نيشابور با اضافه شدن دو نفر از دوستان به آرامگاه خيام رفتيم که با درهاي بسته اين مقبره به دليل رحلت امام (دوشنبه 14/3-86) مواجه شديم و به دنبال آن به مقبره عطار رفتيم که آنجا هم بسته بود. در همانجا در ساعت 10:5 صبحانه خورده شد و با راهنماي برنامه آشنا شده و مسير صعود را بررسي کرديم. به پيشنهاد راهنما مسير صعود به طور کامل تغيير پيدا کرد. (قبل از صحبت با راهنما قرار بر اين بود که صعود از جبههي جنوبي و يال دوکوهي صورت گيرد و در قله بچهها دو دسته شوند و عدهاي از پشت قله و درهي اخلمد به سمت مسير و بقيه از همان مسيري که صعود انجام شده بود، برگردند.). ولي برنامه جديد صعود، مسير را كمي طولانيتر ولي زيباتر ميكرد از طرف ديگر در طول مسير رفت و برگشت همهي تيم بصورت يكپارچه و با هم ميشد.
ساعت12 حرکت را به سمت پاي صعود يعني روستاي درختجوز (جوز=گردو) آغاز کرديم. در ميانهي مسير نفر دوازدهم گروه نيز اضافه شد. در طي مسير روستا بارش رگبار نهچندان كوتاهمدت (45 دقيقهاي) باعث نگراني ما شد، زيرا صعود در زير باران عليرغم اينكه تجربه جديد و خوبي ميتوانست باشد، چندان باب طبع اعضاي گروه نبود. از سوي ديگر ممكن بود برنامه زمانبندي ما را نيز بهم بزند. اما خوشبختانه با رسيدن به روستاي درخت جوز بارش باران هم متوقف شد و حوالي ساعت 1 و با بستن کولهها صعود را شروع کرديم.
در ابتداي مسير آب مناسبي براي پر کردن بطريها وجود داشت که در آنجا بطريهاي خود را پر کرديم. بعد از 2 ساعت حرکت در ميان درختان انبوه در درههاي سرسبز کوهپايه که رودي خروشان نيز در آن روان بود كه بعضاً مجبور به عبور از آن ميشديم. حوالي ساعت 3 در مجاورت رودخانه، نهار (يك دبه عدسي خوشمزه) را كه با سختي و مشقت زياد به آنجا رسيده بود، خورديم. ساعت 3:45 دوباره به راه ادامه داديم تا ساعت 6:30 به يک دشت نسبتا وسيع از گلهاي زرد رسيديم و به دليل اينکه به گفتهي راهنما محل مناسبي براي چادر زدن درچند ساعت بعدي نخواهيم داشت، همانجا براي شب ماني انتخاب شد. بعد از برپا شدن چادرها و آوردن آب از رودخانه، کنار آتش مشغول خوردن تنقلات شديم. شام آنشب (كباب سوسيس) نيز گروهي بود. كه موجب شكوفايي استعداد بچهها نيز شد! ( يکي با چنگال، يکي با چوب، يکي با زرورق و . . سوسيسها را کباب ميکردند!.) ساعت 8:30 شب خاموشي اعلام و افراد در 3 چادري که برپا شده بود و عدهاي (4نفر) نيز بيرون چادر خوابيدند.
روز دوم:
ساعت 3:30 از خواب بيدار شده و تا 4:30 مشغول جمع کردن وسايل و چادرها شديم و به حرکت ادامه داديم. در ميانهي راه (حدود ساعت 7:45) با عدهاي از عشاير برخورد کرديم (محلي که آنها چادر زده بودند براي شب ماني روز اول مناسب ميرسيد، البته در فصولي که عشاير در آنجا حضور نداشته باشند). ساعت 9 در بالاترين نقطهاي که تا آن ساعت رفته بوديم و يک زين اسبي بود، به مدت نيم ساعت صبحانه صرف شد (اينجا بود که بعد از چندين ساعت کوهپيمايي ميتوانستيم مسير رسيدن به قله، و نه خود قله، را مشاهده کنيم). بعد از خوردن صبحانه به سمت پايين دره حرکت کرديم و در درهاي که ديگر از درختان بلند و رودخانه خبري نبود، از يک نهر کوچک بطريهايمان را پر کرديم. در ميانه راه به لانهي مارهايي که توسط افراد محلي سوزانده شده بود، برخورد کرديم. در همين اثنا يکي از بچهها دچار حالت تهوع شد که خوشبختانه با خوردن قرص بهبود پيدا کرد. ساعت 9:45 به يک رودخانه رسيديم که در کنار آن نيز چند تخته سنگ وجود داشت. در آنجا نيز 10 دقيقه براي تمرين سنگ!!! توقف کرديم. يک ساعت بعد به خط الراس رسيديم و با گذاشتن وسايل در کنار راهنما، همگي افراد حرکت به سمت قله را آغاز کرديم. صعود به قله راس ساعت 12 صورت گرفت. بعد از گرفتن عکس به دليل ابري شدن هوا و خطر رعد و برق، ساعت 12:10 به سمت پايين حرکت کرديم. بعد از رسيدن به محلي که از راهنما جدا شده بوديم و برداشتن وسايل و تعويض عقبدار، شروع به برگشت از مسير جنوبي و مسير دوکوهي و روستاي عيش آباد نموديم. ساعت 2 استراحت 1 ساعته براي خوردن ناهار داشتيم و ساعت سه و نيم بود که راهنما با نشان دادن جانپناه دو شهيد (اين پناهگاه با ارتفاع 2445 متر و گنجايش 15 نفر در مسير قله بينالود و در دامنه کوه زرگران قرار گرفته است) و دورنماي راهي که بايد طي ميکرديم (و يک پاکوب مشخص بود) از ما جدا شد. بعد از عبور از کنار جانپناه دو شهيد(توقفي در آنجا نداشتيم) و پايين آمدن از کتل نردبان، در ساعت پنج به پايين کوه رسيديم ولي به دليل وجود رودخانه وسيلهي نقليهاي که راهنما از وجود آن خبر داده بود، وجود نداشت. با توجه به اينکه اگر ما از مسير عادي صعود ميکرديم بايد حداکثر تا ساعت 5 پايين ميرسيديم، دو نفر از بچههاي گروه (در تهران) کلي نگران شده بودند و بالاخره ساعت 8 و نيم توانستند با ما با تماس بگيرند. با چند توقف 10 دقيقهاي، حدود ساعت 9 با پاي پياده به محلي که مينيبوس در آنجا منتظر ما بود رسيديم( البته چند نفر از بچهها يک ساعت قبل با موتور يکي از دوستان محلي آقاي روياني به آنجا رسيدند).
بعد از صرف شامي که توسط دوست آقاي روياني تهيه شده بود، به سمت تهران به راه افتاديم. ساعت 5 صبح و در شاهرود دو نفر از بچهها براي اجراي برنامهاي ديگر در شمال از ما جدا شدند. در ميني بوس جلسهي انتقادات و پيشنهادات نيز برگزار شد و در نهايت روز بعد حدود ساعت 12 به تهران رسيديم و برنامه پايان يافت.
تجربيات و مشکلاتي که در اين برنامه با آنها روبرو شديم :
1. برنامههاي کوهنوردي که تعداد شرکت کنندهها زيادند، بهتره تدارکات شخصي باشه.
2. وقتي قرار ميشه مسير عوض بشه حتما به يه نفر از بيرون خبر بديم.
3. براي برنامههاي چند روزه که معمولا توي تعطيلات برگزار ميشه اگر ميخواهيم با قطار بريم، بايد حواسمون باشه که حتما از قبل بليط تهيه کنيم.
4. وقتي ضبط ميني بوس CD ميخوره حتما يه نفر مسئول آوردن CD باشه!









+ نوشته شده توسط هیات رئیسه گروه در سه شنبه 3 مهر1386 و ساعت
18:27 |